یکی از شعار های اول انقلاب رفع محرومیت و دوری از اشرافیت و کار بیشتر برای مردم مستضعف  بود کسانی که در حلبی ابادها روزگار میگزرانند انان که لباس کهنه شان را چندین چند بار وصله میزدند و هیچ کس نبود که واقعا یادی از انها بکند

کفش نداشتند نان نداشتند.

کسانی که غذای انها نان خالی یا گوجه فرنگی با نان بود. ان روز که غذای خوبی داشتند بهتربن روزشان بود. در س خواندن رویایی برای انها بود. ارزوی ازادی خواهان نجات انسان های بع استضعاف کشیده بودو وصیت نامه و حرف های امام را بخوانیید که چقدر بر ان تاکیید داشتند.

با پیروز انقلاب این هدف شروع به بالندگی کرد اما دشمنان انقلاب که خطر نفوذ و بالندگی این کشور را نمی توانستند ببینند جنگی 8 ساله به این کشور تحمیل و انرژی ذخیره شده در این منطقه را به مانند یک باطری خالی کردند تا نکند که این انرژی آزاد شود و شوکی مهلک به ملتهای منطقه وارد نماید.

8 سال این هدف عقیم ماند و کم کم به ورطه فراموشی مبدل شد. البته حرفش بود اما عملش کم بود چون کشور درگیر جنگ بود.

بعد از جنگ هم اشرافی گری و رانت بازی ها و دست به دست کردن قدرت راه افتاد.

و این کم کم می رفت که تمام ارزش ها حذف شوند.

تا اینه مردی از جنس افتاب برامد و شعار امام را تکرار کرد

همه گردش جمع شدند

او صدای ازادی خواهی سر داد و همه را به  ظهور اقا امام ز مان عج بشارت داد

رفتار امام گونه وی بساط ظلم و بیداد منحرفان را بر هم پیچید. خواب را از چشمان آنها ربود

و وی رئیس جمهور شد.

اما اینها پایان کار نبود بلکه اول راه بود.

او شروع کرد اما همه خوب می داند که این مسیر ساده ای نیست. وقتی که نام دو نفر از چپاول گران برده می شود چه هیاهویی بر پا می شود

شیطان مگر به این راحتی می گزارد که انسانهای پاک و زلال بر مسند قدرت بنشیندد.

بگردید و به بخوانیید ماجرای زندگی انسان های صالح را

ببینید که شیطان و ایادی اش چه بر سر ازادی خواهان می اورد

از تهمت و افترا تا سند سازی و تخریب و حذف فیزیکی

اما رئیس جمهور به همه جا سفر می کند با مظلومان و به استضعاف کشیدگان هم دم می شودو مشکلاتشان را می شنود.

اقتدراگرایان وی را فریبکار می نامند وی را مورد هجمه قرار می دهند اما این فرد انقدر محبوب پروردگار و ملت به استضعاف کشیده است که نمی توانند خودش را به این سادگی ها حذف نمایند. طرفدارانش را یک مشت پا برهنه بی سواد می نامند و اطرافیانش را مورد هجمه قرار می دهند. انها را انقدر میزنند تا این انسان تنها بماند و انسانهای جاه طلب بر مسند قدرت خویش بازگردند.

امروز امتحان سختی بر پا است. تشخیص حق از باطل بسیار سخت است.

کسانی دم از دین و دیانت می زنند و لباس دینداری بر تن دارند

ایا راهای برای تشخص وجود دارد

من فکر می کنم که چرا وجود دارد اما نیلز به بصیرت دارد

حرف و عمل مهم است نه لباس و ادعا

 

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 8 تیر 1390    | توسط: عدالت مهرورزی    |    | نظرات()