به گزارش میراث آریا (Chtn)، روابط‌عمومی سازمان میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری در پاسخ به ادعاهای عجیب «قدیری ابیانه»، سفیر سابق ایران در مکزیک که در وبلاگ شخصی او منتشر شده، پاسخ داد.

در این متن آمده است:

مطلع شدیم آقای «قدیری ابیانه»، سفیر سابق کشورمان در مکزیک بعد از گذشت 4 سال! در وبلاگ شخصی خود خاطره‌ای را با عنوان ماجرای نمایش مجسمه‌های مستهجن در مکزیک توسط سازمان میراث فرهنگی و عدم پرداخت وجوهاتی به ایشان منتشر کرده که ما را بر آن داشت تا پشت ماجرای اصلی خاطره نویسی‌های آقای «قدیری ابیانه» را جهت اطلاع عموم مردم اعلام کنیم.

1) مجسمه مورد ادعای آقای «قدیری ابیانه»، یک مجسمه معمولی گلی به ابعاد حدود 30 سانتی‌متر است که در میان حدود 100 شی ارسالی که بخش اعظم آن متعلق به دوران اسلامی بود (و آقای قدیری ابیانه اصلا اشاره‌ای به آن نکرده‌اند) به هیچ‌وجه قابل اهمیت نبود. حال چه شده بود که این مجسمه با این سایز و کیفیت از چشمان تیزبین آقای قدیری ابیانه در امان نبوده است، در نوع خود حکایتی است که به طنز کارکنان سفارت ایران در مکزیک مبدل شده بود.

2) یک خاطره از آقای قدیری ابیانه برای دریافت مبالغ کلان از سازمان میراث فرهنگی: یک روز هنگام صرف ناهار در سفارت، ایشان در حضور اعضای هیات و کارکنان آنجا، خطاب به آقای بقایی که در آن زمان قائم‌مقام سازمان میراث فرهنگی بودند، گفت: «آقای بقایی! حاضرید در یک کار خیر شرکت کنید؟» آقای بقایی، گفت: «در خدمتیم!»
آقای قدیری ابیانه گفت: «من مدتی است که در یک طرح فرهنگی، تعدادی از مکزیکی‌ها را مسلمان کرده‌ام.» آقای بقایی که مشتاق شده بود، چگونگی اجرای طرح را پرسید و آقای قدیری ابیانه در پاسخ گفت: «این مکزیکی‌ها به سفارت می‌آیند و مسلمان می‌شوند و ما به آن‌ها هزار دلار آمریکا می‌پردازیم و تمن اکنون چندین نفر را این‌گونه مسلمان کرده‌ام. شما هم مثلا یک میلیون دلار بدهید و در این کار خیر شرکت کنید!»

به سختی باور می‌کردیم سفیر جمهوری اسلامی ایران با آب و تاب چنین چیزی را تعریف می‌کند. آقای بقایی به ایشان گفت: «آقای قدیری ابیانه! پذیرش اسلام باید با آگاهی، فهم و درک باشد. این ادامه همان تفکر غلطی است که می‌گویند ایرانیان با زور شمشیر مسلمان شدند و حال در مکزیک با پرداخت پول، عده‌ای مسلمان می‌شوند. به جای این روش آیا بهتر نیست مرکز اسلامی در مکزیک تاسیس شود؟ با چاپ کتاب رسما اسلام تبلیغ شود تا افراد مطلع و عاشق به حقانیت و عدالت‌خواه را جذب کنیم؟ حال طبق شیوه شما، مکزیکی‌ها بعد از دریافت پول و مسلمان شدن و خروج از سفارت، عاقبت‌شان چه می‌شود؟!»

آقای قدیری ابیانه گفت: «شما پول بدهید، حتی برخی را می‌توان با رقم کمتری در حدود 500 دلار هم مسلمان کرد.»

در اینجا بود که اعضای هیات اعتراض کردند و لبخند تمسخرآمیزی بر لبان کارکنان سفارت نقش بست. بعدها متوجه شدیم پلیس و وزارت امور خارجه مکزیک به رفت‌وآمدهای مشکوک افراد سابقه‌دار به سفارت جمهوری اسلامی ایران اعتراض کرده‌اند و گفته بودند این افراد سابقه‌دار مدعی هستند پول‌های دریافتی را همین‌طوری گرفته‌اند و قصد جاسوسی در کار نبوده است.

آقای قدیری ابیانه که با واکنش این چنین هیات ایرانی مواجه شده بود، روز دوم سفر در سر میز صبحانه گفت: «آقای بقایی! حداقل بیایید برای یک کار فرهنگی دیگر، 20 هزار دلار در اختیار من بگذارید. من آدرس برخی سایت‌های اینترنتی داخلی ایران را به صورت بروشور چاپ کرده‌ام. شما هزینه چاپ آن را که 20 هزار دلار می‌شود، بدهید.»
آقای بقایی گفت: «ایرادی ندارد. اسناد و فاکتور چاپ را بدهید تا اقدام کنیم.»

آقای قدیری ابیانه گفت 15 هزار دلار کمک کنید هم کافیست که باز پاسخ مثبت شنید.
روز بعد آقای قدیری ابیانه دوباره با یادآوری طرح فرهنگی‌اش گفت: «اگر 5 هزار دلار هم باشد کافیست!»

در همین هنگام آقای بقایی گفت: «آقای قدیری ابیانه! چه یک دلار، چه 20 هزار دلار... این نوع هزینه‌ها نیازمند اسناد مالی است. حداقل شما فاکتورتان را ببینم تا اقدام کنیم.»

و تا امروز از فاکتور هیچ خبری نبوده است.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 6 تیر 1390    | توسط: عدالت مهرورزی    |    | نظرات()